الملا فتح الله الكاشاني
218
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( يُحَرِّفُونَه ) * پس ميگردانيدند آن سخن را * ( مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوه ) * از پس آنكه دانسته بودند و دريافته حقيقت آن را بدون شك و شبهه و چون بميان قوم آمدند گفتند ما سخن حق و امر و نهى او را شنيديم و ليكن در آخر گفت كه اينها را كه بشما فرمودهام مخيريد اگر ميخواهيد در عمل آريد و اگر نخواهيد نكنيد و از آن باك مداريد * ( وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * و حال آنكه ايشان ميدانستند كه افترا ميكنند و از ابو جعفر مرويست كه مراد يهودان زمان حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله اند و معنى آنكه يهودانى كه معاصر تواند ميشنوند تورية را و تحريف ميكنند آن را مانند تحريف نعت و صفت تو و آيهء رجم و يا تأويل آن ميكنند و بر وفق متمناى خود تفسير ميكنند و بنا بر معنى اول مراد آنست كه اخيار اين جماعت و پيشوايان ايشان هر گاه بر اينحالت بوده باشند كه بعد از استماع كلام از خدا افترا كنند و چيزى كه او نگفته باشد به او نسبت دهند پس سفله و جهلهء ايشان كه در زمان شمااند كافر شوند و تحريف آيات تورية نمايند بطريق اولى چه اتباع در آنچه ميكنند تابع رؤساى خود ميباشند و در آيه دلالة است بر عظم ذنب در تحريف شرع و اين شامل اظهار بدع در فتاوى و قضايا و جميع امور دين نيز هست آوردهاند كه روزى حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه يهودان بعد از اين در مدينه داخل نشوند چه از آمدن ايشان به اين صوب فتنه و ناصواب ظاهر مىشود پس بعضى از منافقان يهود اول روز بمدينه ميآمدند كه ما مسلمانيم همچون شما و آخر روز بازگشته بياران خود ميپيوستند كما قال اللَّه تعالى * ( وَإِذا لَقُوا ) * و چون ملاقات كنند يهودان * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * آنان را كه ايمان آوردهاند يعنى اصحاب محمد صلَّى اللَّه عليه و آله را * ( قالُوا آمَنَّا ) * گويند كه ما گرويدهايم مانند شما و تصديق كردهايم به آنكه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله رسولى است كه در تورية بشارة به او واقع شده * ( وَإِذا خَلا ) * و چون خلوت كنند * ( بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ) * برخى از ايشان ببرخى كه ظاهرا و باطنا كافرند * ( قالُوا ) * گويند آن كافران بى نفاق ايشان را بر سبيل تقريع كه * ( أَ تُحَدِّثُونَهُمْ ) * آيا حديث ميكنيد و خبر ميدهيد اصحاب محمد را * ( بِما فَتَحَ اللَّه ) * به آنچه گشاده است خدا ابواب دانش آن را * ( عَلَيْكُمْ ) * بر شما در كتاب شما و قولى آنست كه بعضى از يهود مدينه در اول نزول قرآن اصحاب آن حضرت را از نعت و صفت وى كه در تورية مذكور بود خبر دادند و رؤساى ايشان مانند كعب وحى از آن آگاهى يافته از روى انكار و نهى مخبران را گفتند كه آيا شما ايشان را از صفات محمد خبر ميدهيد * ( لِيُحَاجُّوكُمْ بِه ) * تا مخاصمه كنند و حجة گيرند بر شما به آن * ( عِنْدَ رَبِّكُمْ ) * نزد پروردگار شما يعنى احتجاج نمايند بر شما به آنچه انزال كرده پروردگار شما در كتاب شما ذكر